غرض، نقشی است که از ما باز ماند.....که هستی را نمی بینم بقایی

عمرگرانبها چوباد صبا بگذشت......خوبی وبدی وزشت وزیبا بگذشت

پنداشت ستمگر که ستم برما کرد....برگردن او بماند و برما بگذشت