تاثیر محمدبهمن بیگی در امنیت جامعه...
قبل ازاینکه به مدرسه بروم،شاهد درگیریهای خونین بین طوایف،برسر قشلاق وییلاق وحدَ و مرزاملاک ومسایل اجتماعی بودم.این زدو خوردها به روستاهای همجوار،نیزکشیده می شد.باظهورتعلیمات عشایروحضورمعلمان عشایری درمناطق عشایرنشین،بخصوص ایل قشقایی ونظارت راهنمایان ودیدارمستمر،محمدبهمن بیگی ازمعلمان عشایری،برخوردهای خونین قبیله ای و عداوت افراد غیر عشایری نسبت به جوامع ایلی،به حداقل رسید.وجودالفباء درسرسفره ایلات.باعث اعتبار واحترام آنها ازسوی بقیه افراد جامعه گردید.به زودی چماقها وتبرها وتفنگها.تبدیل بقلم شد.گردنکشی وزورگویی،به دوستی ورفاقت وهمزیستی مسالمت آمیزگرایید.تعامل ومشورت وگفتگوی منطقی اوج گرفت،معلمان عشایری مرجع قانون وعدالت شدند.یادم هست .درطایفه اجیرلو .ایل شاهسون معلم بودم.هراتفاقی بین افراد طایفه ،پیش می آمد،به من وهمکارانم مراجعه میکردند.معلمان عشایری باتاکید ونظارت بهمن بیگی،درایلات عدالت محوربودند.اختلافات اجتماعی وفراقومی رابامنطق حل وفصل میکردند.وجودشان غنیمتی بود،برآرامش جامعه...........بهمین خاطرعشایر ایران باهم متعهد شدند.روستاهای مسیرکوچ باعطوفت ومهربانی ازایلات استقبال کردند.چراکه بهمن بیگی برای اتحاد وهمزیستی روستا وعشایر،به روستاییان هم معلم عشایری فرستاد.به عبارتی باسیاست،مناطق زیستگاه وکوچ عشایررا به سلطه ی الفباء درآوردتامزاحم همدیگرنشوند.معلمان عشایری در روستاها وبلعکس مشغول خدمت شدند.این ارتباط فرهنگی امنیت بی نظیری درجوامع ایران،بوجود آورد که همگی برای یکدیگرقابل احترام بودند....پدیده ای بنام تعلیمات عشایر.مظهر صلح وصفاگردیدو فاصله شهر وروستا با عشایر را تضمین کرد..ناسازگاری چندقرن ایلات را با شهر وشهرنشین وبلعکس..به همزیستی و تکریم واحترام واعتبار مبدل کرد..
امرا له یوسفی.(رواق منظر چشم من آشیانه ی توست..کرم نما وفرود آی که خانه خانه ی توست)